تبليغاتX
محیط زیست

محیط زیست

رشته مهندسی منابع طبیعی گرایش محیط زیست دانشگاه شیراز

اسفند بسوزيد كه گل از سفر آمد!هنگام كه پگاهان، طراوت شبنم‌هاي نشسته بر گلبرگ‌ غنچه‌هاي نرگس و ياس و لاله، نسيم‌هاي نوازش را به گيسوان بيد و دستان‌ ‌سَرو مي‌سپارد؛ هنگام كه نخل‌هاي قامت افراشته به پيشباز نوعروس شكوفه‌پوش‌ بهار مي‌شتابد؛ هنگام كه نرگس مست، همپاي نارنج و نار و اقاقي، زيباترين و جامه‌هاي سبز و سرخ و سپيد خويش را در صبحگاه نوروزهاي شادكامي برتن گلشن مي‌آرايد، خوشا خندان‌ترين درودها و تهنيت‌ها به گرامي‌داشت فروردين।هر روزت نوروز، نوروزت فرخنده و پيروز!(امین )

+نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386ساعت12:12 PMتوسط | |

درختان نگهبانان طبیعتند با ریشه هایشان از خاک وبا برگ هایشان از هوا محافظت می کنند .

عبدالله دارابی

+نوشته شده در یکشنبه 19 اسفند1386ساعت6:23 PMتوسط | |

                               به نام نامی حضرت دوست که هر چه داریم از اوست

با سلام سلامی به گرمی انچه طبیعت اکنون در این روزها نمایش می دهد سلامی به مهر و محبت چنان که از عمق وجود ادمی سر چشمه می گیرد .

لحظه های زندگی خود  را غنیمت بشمارید انگاه که در تنگنای ثانیه ها گرفتاری و انگاه که برای تک ثانیه ای باید هزار ثانیه را ببازی .زندگی همان ثانیه هاست اگر چه کوتاه است اما اگر این ثا نیه ها به هم بپیوندند تبدیل به دقایقی می شوند که این دقایق می توانند مانند طلایی در نگین وجود ادمی بدرخشند .ایا دقایق کافی است؟ انگاه که تمام زندگی را پیش رویت می گذاری دقایق خاک کوی اویند و بس .زندگی به ثانیه ها بند است اما حرکتش  را به دقایق می بینیم . پس راه چیست ؟ایا باید ما چون دقایق کوتاه هستند زندگی را ببازیم ؟خیر اگر دقایق به هم بپیوندند ساعتی می اید همان که وقتی در بطلان خویش فرو رفته ایم مثال دقایق و حتی ثانیه ها می گذرند .برای کسی که هدفی دارد ثانیه حکم طلا است اما برای کسی که هدفی ندارد ساعت مثال صدم ثانیه می گذرد و انگاه است که افسوس تمام و جودش را می گیرد .

شاید انگاه این را احساس کنید که از هدفی بزرگ بر خاک کوی اهداف فرود ایید .انگاه میبینید که چگونه طلای وقت برای شما بی ارزش می شود .روزی ثانیه ها را به قیمت جان می خریدی و اکنون به قیمت کم ساعت را از دست می دهی.

هدفی داشته باش درست و زیبا تا انگاه که می دانی میتوانی مقاومت کن و انگاه که شکست خوردی از نو شروع کن . اهداف کم نیستند اما همه هم زیبا نیستند .

از وقتت استفاده کن تا انگاه که ان را از دست دادی افسوس ان را نخوری .به نظر شما چرا امام خمینی  قبل از اینکه از دنیا بروند  گفتند من با خیالی ارام از این دنیا می روم  چون ثانیه هایش را با طلای وجود خویش اراست

                                          ((((ان الانسان لفی خسر ))))

 

                     قاسم محمدی

 

+نوشته شده در یکشنبه 19 اسفند1386ساعت8:39 AMتوسط | |

به استقبال نوروزی می رویم که از گذشته مان به جا ست. از زمان جمشید . از آن زمان که ایران پیروز و سرافراز بود، و تا این روزگار که...
نوروز را با همه دلکشی ها، دلپذیری هایش ، سخت و صمیمانه پذیرنده می شویم. غم ها از دل می زدائیم، روح را جلا می دهیم، کدورت ها را به کناری می نهیم، لبخند مهر راستین بر لبهایمان شکوفا می شود، دست ها را صمیمانه می فشاریم، گذشته را به گذشته وا می گذاریم، تلخی ها را به امید شیرینی های حال و آینده نادیده می گیریم، و می کوشیم تا هر روز را نوروز کنیم ، هر لبخندی را راستین بر لب آوریم، هر دستی را به هرز و بیهوده نفشاریم، و هر کلام محبت آمیزی را بظاهر بر زبان جاری نسازیم. می کوشیم با کوششی که در همه طبیعت بوجود آمده تا سازنده نوروزیهای زندگی این و آن باشیم، و چون بهار شادی آفرین ، شادی افزای دلهای غم گرفته مردمانی باشیم که پیوند انسانیمان با آنها بس عمیق است.
به استقبال نوروزی می رویم که در راه است و خاطره انگیز، و در این هنگام ضمن آرزوی کامیابی شمابهترین شادباشهایم را به حضورتان تقدیم می دارم.
(انوشه )

+نوشته شده در جمعه 17 اسفند1386ساعت7:46 PMتوسط | |

سلام به همه دوستان...یکی از خانم های  خوب محیط زیست لطف کردن و این داستان رو برای همه ما فرستادن تو وبلاگ خودشون که  بخونیم ولی نمی دونم چرا اسمشون رو نگفتنحتما یادشون رفته...

مردي دختر سه ساله اي داشت . روزي مرد به خانه امد و ديد كه دخترش گران ترين كاغذ زرورق كتابخانه اورا براي آرايش يك جعبه كودكانه هدر داده است . مرد دخترش را به خاطر اينكه كاغذ زرورق گرانبهايش را يه هدر داده است تنبيه كرد و دخترك آن شب را با گريه به بستر رفت وخوابيد . روز بعد مرد وقتي از خواب بيدار شد ديد دخترش بالاي سرش نشسته است و ان جعبه زرورق شده را به سمت او دراز كرده است .مرد تازه متوجه شد كه آن روز ،روز تولش است و دخترش زرورق ها رابراي هديه تولدش مصرف كرده است . او با شرمندگي دخترش رابوسيد و جعبه رااز او گرفت و در جعبه را باز كرد اما با كمال تعجب ديد كه جعبه خالي است مرد بار ديگر عصباني شد به دخترش گفت كه جعبه خالي هديه نيست وبايد چيزي درون آن قرار داد . اما دخترك با تعجب به پدر خيره شد وبه او گفت كه نزديك به هزار بوسه در داخل جعبه قرار داده است تا هر وقت دلتنگ شدباباز كردن جعبه يكي از اين بوسه ها را مصرف كند
مي گويند پدر آن جعبه را هميشه همراه خودداشت و هرروز كه دلش مي گرفت درب آن جعبه راباز مي كرد وبه طرز عجيبي آرام مي شد. هديه كار خود را كرده بود.

 

بچه ها این وبلاگ متعلق به خودتون هستش پس چه اشکالی داره چیزایی که برای بقیه می فرستید به اسم خودتون داخل وبلاگ ثبت بشه البته به هر اسمی که دوست دارید بفرستید هیچ فرقی نمی کنه در هر صورت می زنیم داخل وبلاگ ولی به نظر من اگر به اسم خودتون بفرستید بهترباشه...ممنون(حسین)

 

+نوشته شده در چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت9:23 PMتوسط بچه های محیط زیست | |