|
اسفند بسوزيد كه گل از سفر آمد!هنگام كه پگاهان، طراوت شبنمهاي نشسته بر گلبرگ غنچههاي نرگس و ياس و لاله، نسيمهاي نوازش را به گيسوان بيد و دستان سَرو ميسپارد؛ هنگام كه نخلهاي قامت افراشته به پيشباز نوعروس شكوفهپوش بهار ميشتابد؛ هنگام كه نرگس مست، همپاي نارنج و نار و اقاقي، زيباترين و جامههاي سبز و سرخ و سپيد خويش را در صبحگاه نوروزهاي شادكامي برتن گلشن ميآرايد، خوشا خندانترين درودها و تهنيتها به گراميداشت فروردين।هر روزت نوروز، نوروزت فرخنده و پيروز!(امین )
درختان نگهبانان طبیعتند با ریشه هایشان از خاک وبا برگ هایشان از هوا محافظت می کنند .
عبدالله دارابی
به نام نامی حضرت دوست که هر چه داریم از اوست با سلام سلامی به گرمی انچه طبیعت اکنون در این روزها نمایش می دهد سلامی به مهر و محبت چنان که از عمق وجود ادمی سر چشمه می گیرد . لحظه های زندگی خود را غنیمت بشمارید انگاه که در تنگنای ثانیه ها گرفتاری و انگاه که برای تک ثانیه ای باید هزار ثانیه را ببازی .زندگی همان ثانیه هاست اگر چه کوتاه است اما اگر این ثا نیه ها به هم بپیوندند تبدیل به دقایقی می شوند که این دقایق می توانند مانند طلایی در نگین وجود ادمی بدرخشند .ایا دقایق کافی است؟ انگاه که تمام زندگی را پیش رویت می گذاری دقایق خاک کوی اویند و بس .زندگی به ثانیه ها بند است اما حرکتش را به دقایق می بینیم . پس راه چیست ؟ایا باید ما چون دقایق کوتاه هستند زندگی را ببازیم ؟خیر اگر دقایق به هم بپیوندند ساعتی می اید همان که وقتی در بطلان خویش فرو رفته ایم مثال دقایق و حتی ثانیه ها می گذرند .برای کسی که هدفی دارد ثانیه حکم طلا است اما برای کسی که هدفی ندارد ساعت مثال صدم ثانیه می گذرد و انگاه است که افسوس تمام و جودش را می گیرد . شاید انگاه این را احساس کنید که از هدفی بزرگ بر خاک کوی اهداف فرود ایید .انگاه میبینید که چگونه طلای وقت برای شما بی ارزش می شود .روزی ثانیه ها را به قیمت جان می خریدی و اکنون به قیمت کم ساعت را از دست می دهی. هدفی داشته باش درست و زیبا تا انگاه که می دانی میتوانی مقاومت کن و انگاه که شکست خوردی از نو شروع کن . اهداف کم نیستند اما همه هم زیبا نیستند . از وقتت استفاده کن تا انگاه که ان را از دست دادی افسوس ان را نخوری .به نظر شما چرا امام خمینی قبل از اینکه از دنیا بروند گفتند من با خیالی ارام از این دنیا می روم چون ثانیه هایش را با طلای وجود خویش اراست ((((ان الانسان لفی خسر )))) قاسم محمدی
سلام به همه دوستان...یکی از خانم های خوب محیط زیست لطف کردن و این داستان رو برای همه ما فرستادن تو وبلاگ خودشون که بخونیم ولی نمی دونم چرا اسمشون رو نگفتن مردي دختر سه ساله اي داشت . روزي مرد به خانه امد و ديد كه دخترش گران ترين كاغذ زرورق كتابخانه اورا براي آرايش يك جعبه كودكانه هدر داده است . مرد دخترش را به خاطر اينكه كاغذ زرورق گرانبهايش را يه هدر داده است تنبيه كرد و دخترك آن شب را با گريه به بستر رفت وخوابيد . روز بعد مرد وقتي از خواب بيدار شد ديد دخترش بالاي سرش نشسته است و ان جعبه زرورق شده را به سمت او دراز كرده است .مرد تازه متوجه شد كه آن روز ،روز تولش است و دخترش زرورق ها رابراي هديه تولدش مصرف كرده است . او با شرمندگي دخترش رابوسيد و جعبه رااز او گرفت و در جعبه را باز كرد اما با كمال تعجب ديد كه جعبه خالي است مرد بار ديگر عصباني شد به دخترش گفت كه جعبه خالي هديه نيست وبايد چيزي درون آن قرار داد . اما دخترك با تعجب به پدر خيره شد وبه او گفت كه نزديك به هزار بوسه در داخل جعبه قرار داده است تا هر وقت دلتنگ شدباباز كردن جعبه يكي از اين بوسه ها را مصرف كند
|
About![]()
به امید فردای زیباتر!!! Archives87/09/08 - 87/09/1487/08/05 - 87/08/21 87/07/22 - 87/07/30 87/07/05 - 87/07/21 87/07/01 - 87/07/07 87/06/22 - 87/06/31 87/06/08 - 87/06/14 87/06/01 - 87/06/07 87/05/22 - 87/05/31 87/05/08 - 87/05/14 87/04/08 - 87/04/14 87/03/22 - 87/03/31 87/03/05 - 87/03/21 87/03/08 - 87/03/14 87/03/01 - 87/03/07 87/02/22 - 87/02/31 87/02/05 - 87/02/21 87/02/08 - 87/02/14 87/02/01 - 87/02/07 87/01/22 - 87/01/31 87/01/05 - 87/01/21 87/01/08 - 87/01/14 87/01/01 - 87/01/07 86/12/22 - 86/12/29 86/12/05 - 86/12/21 86/12/08 - 86/12/14 86/12/01 - 86/12/07 Authorsبچه های محیط زیستحسین عمرانی انوشه کفاش Links
اتوماسيون آموزشي
جزوه زمین شناسی |